“انگ” بیماری روانپزشکی

یکی از عمده‌ترین موانع در راه رسیدن به سلامت روان در اغلب جوامع انگی است که جامعه به بیماران دچار اختلالات روانی می‌زند و باعث می‌شود اگر فردی احساس کند دچار اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و یا احساس سیری از زندگی شده، از ترس حرف‌های دیگران به روانپزشک مراجعه نکند و یا از رفتن به مراکز روانپزشکی دچار شرم، ترس یا خجالت افزون شود و این در‌ صورتی است که اگر اختلالات و بیماری‌های اعصاب و روان را به موقع درمان کنیم، فرد دچار مشکلات بعدی نخواهد شد. انگ ناشی از بیماری‌های روانی، بار بیماری را افزایش می‌دهد. بیماران مبتلا به بیماری‌های اعصاب و روان اغلب با دو مسئله عمده روبرو هستند. اول اینکه بایستی با علائم بیماری خود که می‌تواند بر‌حسب نوع بیماری متفاوت باشد‌( مانند اضطراب، هذیان، توهم و …) کنار بیایند و دوم اینکه برداشت غلط جامعه می‌تواند در این افراد ایجاد انگ اجتماعی کند. حتی افرادی‌که بیماری خود را به خوبی تحت کنترل درآورده‌اند نیز در محیط کاری و یا برای پیدا کردن شغل، دچار این مشکل می‌باشند. بنابراین اغلب این بیماران اعتماد بنفس خود را از دست می‌دهند. در حقیقت ابتدا بیمار بعلت عوارض بیماری، احساس عدم تطابق با آرمانها و خواستهای اجتماعی کرده و به همین دلیل از خود احساس شرم و ناامیدی می‌کند و برای جبران این تفاوت، سعی بر اختفای شرایط خود نموده و در نتیجه با گوشه‌گیری و کناره گرفتن از اجتماع، خود را محافظت می‌کند. این امر در انتها منجر به محروم شدن فرد از حقوق فردی، اجتماعی و شهروندی‌اش می‌گردد.

انگ زدن همچنین در خانواده‌های بیماران روانپزشکی نیز یک عامل بسیار مهم و استرس‌زا معرفی شده است و می‌تواند، بالقوه بر ارتباطات بستگان با یکدیگر و با دیگران اثر سوء بگذارد. شدیدترین آثار انگ زدن به خانواده‌های بیماران، کاهش اعتماد بنفس، احساس منفک بودن و محدودیت در فعالیت‌ها و آسیب به ارتباطات خانوادگی (تمسخر، عدم مراوده با همسایه‌ها ، یافتن دوست و …) است. این درحالیست که در اغلب موارد، خانواده‌ها هزینه درمان بیماران را نیز خودشان متحمل می‌شوند.

از سوی دیگر، متاسفانه تحقیقات نشان می‌دهند که تصویر نادرستی که در رسانه‌ها از بیماران روانپزشکی ارائه می‌شود تاثیر منفی و پایداری بر نگرش مردم به آنان دارد و حتی اطلاع‌رسانی صحیح و دادن آگاهی نمی‌تواند به همان اندازه تاثیر مثبت بگذارد و آن را خنثی کند، به عبارتی مردم بیشتر این اطلاعات منفی را می‌گیرند چون با پیش فرض‌ها و کلیشه‌های ذهنی آنان هم خوانی دارد. فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و کتاب‌ها معمولا افراد مبتلا به اینگونه بیماری‌ها را خطرناک و بی ثبات نشان می‌دهند.

بیماری‌های روانی مانند بیماری‌های جسمی می‌توانند برای همه افراد، صرفنظر از میزان هوش، طبقه اجتماعی یا سطح درآمد اتفاق بیافتند. بیماری روانی یک نقص شخصیت نیست و ارتباطی با ضعیف بودن یا نداشتن اراده ندارد. بیماران خودشان انتخاب نکرده‌اند که بیمار شوند. کلماتی مثل “دیوانه”،”روانی”و “خل و چل”تنها نمونه‌هایی از کلماتی هستند که موجب تحقیر افراد مبتلا به این بیماری‌ها می‌شوند.

بسیاری از ما بدون قصد آسیب رساندن، این کلمات را بر زبان می‌آوریم. همانطور که هیچوقت افرادیکه به بیماری‌های جسمی مثل سرطان و بیماری‌های قلبی مبتلا هستند را مسخره نمی‌کنیم، بیرحمانه است که بخواهیم افراد مبتلا به بیماری‌های روانی را به سخره بگیریم.

تحقیقات صورت پذیرفته در ایران در خصوص تاثیر انگ بیماری‌های روانی بسیار محدود است و این درحالیست که ۴مورد از ۶ علت اصلی سال‌های سپری شده عمر با ناتوانی، به دلیل بیماری‌های عصبی روانپزشکی را بیماری‌های روانی چون: افسردگی، وابستگی به مصرف الکل، اسکیزوفرنی و بیماری‌های دوقطبی به خود اختصاص داده است و درصد ناچیزی از مبتلایان جهت درمان مراجعه می‌کنند تا برچسب اختلال روانپزشکی به آنان نخورد.

یافته‌های چند مطالعه درباره میزان مراجعه بیماران افسرده برای درمان نشان داده‌اند که تنها یک سوم بیماران مبتلا به افسردگی برای درمان مراجعه می‌کنند و برخی مطالعات دیگر مطرح کرده‌اند که نیمی از بیماران افسرده در جستجوی کمک برمی‌آیند. در نتیجه‌ی باورهای قالبی شایع در اجتماع، مبتلایان به افسردگی از زحمت‌ها و عواقبی که کمک خواستن به دنبال دارد، می‌ترسند و اغلب در سکوت رنج می‌برند. از سویی این باور غلط وجود دارد که افراد مبتلا به افسردگی اساسی بدون پزشکی خوب می‌شوند. بسیاری از مردم به اشتباه باور دارند که داروهای روانپزشکی اعتیاد‌آور هستند، کنترل فرد را از او می‌گیرند، باعث تغییر شخصیت می‌شوند، عوارض شدید دارند و یا تنها آرامبخش هستند. واقعیت این است که در برخی بیماری‌های روانپزشکی، تعادل برخی ناقل‌های شیمیایی مغز به هم میخورد و داروها یا روان‌درمانی‌های مختلف برای بهبود این وضعیت استفاده می‌شوند. این شبیه همان اتفاقی که در سایر بیمارها رخ می‌دهد مثلا فردی که تعادل سیستم تنظیم قند خونش به هم خورده است و دچار بیمار دیابت شده است لازم است در مرحله‌ای دارو و در مرحله‌ای انسولین مصرف کند. همچنین با اینکه هر دارویی ممکن است عوارضی داشته باشد، با پیشرفت علم داروهای بهتری با عوارض کمتر تولید شده‌اند. از طرفی فواید این داروها به مضرات آن برتری دارد.

نتایج تحقیق حاضر نشان داد بیشترین میزان سطح آشنایی با بیماری روانی مربوط به افرادی بود که آشنایی‌شان از طریق دیدن فیلم در سینما و یا تلویزیون بود. مردان بیشتر از زنان، بیماران را خطرناک تلقی می‌کردند و تمایل داشتند بیماران مبتلا به افسردگی را جدا از جامعه نگه‌داری کنند اما زنان بطور معناداری نسبت به مردان نگرش مثبت‌تری نسبت به کمک گرفتن از متخصصان برای درمان افسردگی داشتند.

واکنش افراد جامعه می‌تواند در طول زمان دستخوش تغییر شود و واکنش آنها تحت تاثیر برحسب طرز تفکر، اندیشه و رفتار آنها می‌باشد. بعنوان مثال واکنش جامعه به بیماری بیش فعالی و اختلال در تمرکز که تا مدت‌ها ناشناخته بود، اخیراً تغییر یافته و ممکن است دوباره تغییر کند.

یادمان باشد، ما بیماری را انتخاب نمیکنیم پس همانطور که با بیماران مبتلا به اختلالات جسمی همدلی می‌کنیم چرا که خود را در وضعیت آنان مجسم می‌نماییم، چه خوب است که گاهی خود را در جایگاه مبتلایان به اختلالات روانپزشکی و خانواده‌های آنان ببینیم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک دیدگاه

There are no products
0

Your Cart